|
|||||
|
|
پيام استاد خليلي به مناسبت چهلمين سالگرد شهادت علامه سيد اسماعيل بلخي24/4/1387من المؤمنين رجال صدقوا ماعاهدوالله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا (قرآن کريم) مردان بزرگ نمي ميرند. به خصوص آنهايي که قباي شهادت برتن مي کنند. قافله عظيمي از شهداي راه آزادي را در امتداد تاريخ مي بينيم که زنده تر از هر زنده اي، در ذهن و ضمير مردم، جايگاه فراموش ناشدني دارند. شهيد علامه سيد اسماعيل بلخي نيز بدون شک يکي از همان بزرگمرداني است که گردش ايام نمي تواند، ياد او را از خاطره ها محو نمايد. اينک چهل سال از شهادت آن شهيد بزرگ مي گذرد؛ اما گويي او هرگز سوداي پيوستن به تاريخ را ندارد. يکي از ويژگي هاي شهيد بلخي، شخصيت چند بعدي او است. او هم يک شاعر توانا بود و هم يک عالم عامل. هم يک مبارز راه آزادي بود و هم يک مصلح بزرگ اجتماعي. هم يک متفکر توانا بود و هم سياستمدار برجسته. راز ماندگاري بلخي نيز در همين نکته نهفته است. به همين دليل است که او در همه زمانه ها حضور دارد. هم در زمان جنگ و جهاد و هم در زمان صلح و سازندگي. اشعار او اگر ديروز عطش عصيانگري جوانان دوران جنگ و جهاد را فرو مي نشاند، امروز عشق به صلح و ترقي را در سينه هاي تفتيده مردم ما زنده مي سازد. جوانان در قلم رنگ شفا نيست دواي درد استبداد خون است ز خون بنويس برديوار ظالم که آخر سيل اين بنياد خون است به عقيده بلخي زماني که قلم در برابر قدرت استبداد شفابخشي خود را از دست مي دهد، بايد جوهر خون را به جاي جوهر قلم نشاند و بنيان بناي استبداد را با سيل خروشناک خون واژگون ساخت. با اين شعر، بعد انقلابي و استبداد ستيزي شخصيت بلخي برجسته مي شود؛ اما همين بلخي زماني که مي گويد: اي بشر تاچند ريزي خون خويش نيست مستحسن جدل، الصلح خير در اينجا ما مي توانيم بعد ديگري از شخصيت او را بشناسيم. يعني بعد اصلي شخصيت ايشان را. چه اينکه شخصيت هاي بزرگ، قيام و عصيان را نيز براي تأمين صلح، به مفهوم واقعي کلمه، و به منظور رسيدن به عدالت و آزادي مي خواهند. بلخي در ميان چند رنگي هاي زمانه، از آنچه رنگ تعلق مي پذيرفت آزاد بود. او نه در قالب يک مذهب مي گنجيد، نه در قالب يک نژاد و نه هم در محدوده يک منطقه جغرافيايي. او در واقع نه سيد بود، نه هزاره، نه پشتون، نه تاجيک، نه ازبک. او فقط يک انسان بود؛ انسان موحد و متعالي، فارغ از تعلقات رسمها و رنگ ها. پرسيد زمن دوش رفيقي زکجايي؟ گفتم بشرم ليک ملل مي نشناسم گفتا که تو از قله بلخابي و گفتم با قله توحيد قلل مي نشناسم بلخي تشنه وحدت بود و شيفته آزادي و عدالت. از اختلافات مذهبي رنج مي برد و متوليان رسمي مذاهب را عامل اختلاف مذهبي ميدانست. به رغم شيخ اگر وحدتي پديد آريم متاع شيعه و سني کساد مي بينم اما دريغ که اين مرد آزاده، يک سوم عمر پربارش را در بند گذراند. گرچه مردان آزاده را هرگز نمي توان در بند کشيد. زنجير و زندان تنها با جسم انسان سروکار دارد؛ اما روح انسان که مظهر آزادگي و آزادي خواهي است با در بند کشيدن جسم، آزاد تر و سبکبال تر مي شود. بلخي ز زندان هرنفس، تلقين همت مي کند هان اي جوانان بشنويد اين است پيغام جوان اينجانب چلمين سالگرد شهادت علامه شهيد بلخي را از صميم قلب گرامي داشته، روحش را شاد و راهش را پررهرو آرزو مي کنم. و من الله توفيق معاون رئيس جمهور و رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان 24 سرطان 1387- کابل |
آرشيو روزانه
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
Copyright© 2004 Afghanistan Islamic Unity Party Powered & Developed by ICTA - info@icta-co.com | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||