حزب وحدت اسلامي افغانستان
Afghanistan Islamic Unity Party
Contact us Bookmark this site Mosharekat weekly Archive
پنجشنبه 18 سنبله 1389     الخميس 30 رمضان 1431     Thu 09 Sep 2010
آخرين مطالب:
صفحه نخست
گالري عکس
براي رفتن به سايت هفته نامه مشارکت ملي؛ اينجا را کليک کنيد
و غيره ...

پر بيننده ترين مطالب

فرم ورود به ايميل



لينک به ما
با کاپي کردن کدهاي زير و قرار دادن آن در سايتتان مي توانيد به ما لينک کنيد:


آخرين مطالب اخبار افغانستان اخبار جهان حزب وحدت مقالات

بياييد مجالس عاشورا را تعهد آور و مسؤوليت آفرين بسازيم!

   16/11/1385
(متن سخنراني استاد خليلي در مسجد خاتم الانبيا)
قال اباعبدالله الحسين (ع): الاترون ان الحق لايعمل به وان الباطل لايتناهي عنه

با درود به ارواح همه شهداي راه خدا در طول تاريخ، به خصوص شهداي سال 61 هجري و بالاخص سرور و سالار شهدا حضرت ابا عبدالله الحسين. از همه برادران بخصوص دکتر صاحب سجادي و برادر عزيزم جناب استاد محقق استفاده شايان کرديد.علاقه مند بودم که در خدمت برادر بزرگوارم جناب استاد مرتضوي باشيم و از ايشان استفاده کنيم ولي جناب ايشان، بخاطر خستگي هاي دهه عاشورا قبول نکردند.
خوشحال هستم که در اين محضر مبارک به زيارت شما رسيدم. تشويش داشتم که نتوانم اين توفيق را پيدا کنم که در جمع شما باشم. از اينکه ديرتر رسيدم پوزش مي خواهم، از برگزار کنندگان اين مجلس باشکوه، يعني از اتحاديه محصلين و دانشجويان صميمانه تشکر و سپاس گزاري مي کنم. خداوند از همه ما بخصوص از دوستان دانشجوي ما اين مراسم را مورد قبول و پذيرشش قرار دهد. علاقه مندم که مختصر گپ بزنم. من در طول ايام عزاداري ابا عبدالله الحسين صحبت هايي داشتم وتا اينجا رسيدم که امام حسين وقتي مي بيند که دين در عرصه زندگي اجتماعي، سياسي، اخلاقي و اداري جامعه به حاشيه رانده شده است، وقتي مي بيند که فردي مانند يزيد با آن سجاياي اخلاقي و با آن روش و منش فکري بر اريکه حاکميت اسلامي تکيه زده و جايگاه پيامبر را اشغال کرده است. وقتي مي بيند که از دين فقط يک اسم باقي مانده، روح و محتواي اسلام کاملاً تغيير يافته است، امام (ع) در برابر يزيد در دوراهي بيعت کردن و بيعت نکردن قرار مي گيرد. اما ايشان بيعت نکردن را اختيار مي نمايد.
امروز مي خواهم موضوع ديگري را خدمت دوستان محترم، بخصوص دانشجويان عزيز به عرض برسانم، در عرصه زندگي وقتي که دين کم رنگ مي شود، در همه بخش هاي آن کم رنگ مي شود؛ يعني هم در بخش فردي و هم در بخش اجتماعي؛ اما آنچه که بسيار مهم است مسئله مردم و مسئله جامعه است . مردم ازديدگاه اسلام بعد از خدا جايگاه خاصي دارد. بازهم مردم به نوبه خود در دو بخش است. يک بخش اينکه حق مردم ضايع مي شود، بر مردم ظلم مي شود و مردم را از حق طبيعي شان محروم مي کند؛ در اين رابطه آيه مبارکه قرآن است که مي فرمايد: « وما لکم لا تقاتلون في سبيل الله والمستضعفين من الرجال والنساء و الولدان الذين يقولون ربنا اخرجنا من هذه القريه الظالم اهلها ». خدا اينجا سرزنش مي کند کساني را که در راه خدا مبارزه نمي کند ولي باز هم خداوند با صراحت مبارزه و جهاد را تنها در راه خدا خلاصه نمي کند « وما لکم ان لا تقاتلون في سبيل الله والمستضعفين من الرجال والنساء والولدان الذين يدعون ربنا اخرجنا من هذه القريه الظالم اهلها »، مردم در اينجا مطرح است. کساني که در راه خدا مبارزه نمي کنند، پيکار نمي کنند، کساني که بخاطر نجات مردم و نجات کتله هاي تحت ستم مبارزه نمي کنند، نکوهش شده است. چرا براي نجات مردم مستضعف، بيچاره، درمانده و به زنجير کشيده شده مبارزه نمي نماييد؟ بسيار روشن است که در پهلوي راه خدا، راه نجات بندگان در بند کشيده شده خدا مطرح است. جايگاه مردم در اينجا خيلي روشن ومشخص است. حق مردم خيلي روشن است. کساني که بخاطر گرفتن حق مردم به پا نمي خيزند و حق مردم پايمال مي شود اين مورد نکوهش خداوند است. « وما لکم ان لا تقاتلوا »، چرا مبارزه نمي نماييد در راه خدا در راه نجات بندگان مظلوم خدا. يا روايتي که امام حسين (ع) در برابر حر و لشکرش ياد آوري مي کند از پيامبر خدا(ص) که اي حر! جدم رسول خدا مي فرمايد « من رأي سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام الله و نا کثاً لعهده مخالفاً لسنت رسول الله ويعمل في عبادالله با لاثم والعدوان ويعمل في عبادالله با لاثم والعدوان». باز هم جايگاه مردم و توده وجامعه را مشخص مي کند. امام حسين (ع) با حر ولشکريانش مي گويد: پيامبر بزگوار اسلام فرمود: کسي که سلطان جائري را مي بيند که حلال خدا را حرام کرده وعهد خدا را شکستانده و با سنت خدا و پيامبرش مخالفت کرده با بندگان خدا براساس اثم، عدوان و تجاوز عمل نموده « فلم يغير بعمل ولا قول کان حقاً علي الله ان يدخله مدخله ». اين چنين انسان اين چنين گروه وافرادي که مي بينند، سلطان جائري را با اين ويژگي هايي که حلال خدا را حرام مي کند وعهد خدا را مي شکند و با سنت رسول خدا مخالفت مي کند و به بندگان خدا گناه روا مي دارد، تجاوز مي کند، باز هم عملا ونظراً براي تغيير اين حاکميت و اين شخص اقدام نمي کنند سزاوار جهنم اند؛ مانند آن سلطان که جايش در جهنم است. باز هم مي بينيم که در اين روايت که بحث در حق خدا، راه خدا، دين خدا، سنت رسول خدا، مردم، و بندگان خدا است. « ويعمل في عبادالله با لاثم والعدوان ». اينجاست که مردم جايگاه خاص خود را دارند. يک بارمردم تحت ستم واقع مي شود به زنجير کشيده مي شود، وظيفه هر گروه مسلمان و هر انسان آزاده مسلمان اين است که براي دفاع به پا خيزد. اين يک، صفحه مردم، صفحه ديگري که در پهلوي اين صفحه مطرح است، انتخاب مردم است. انتخاب مردم جايگاه ارزنده وخاصي را در دين اسلام دارد. امروز که ما در اين عصر و زمان قرار داريم و دنيا هم دم از مردم سالاري وحق مردم مي زند ما افتخار مي نماييم که همه اين مسائل حتي بالاتر از آنچه که دنياي امروز شعار دموکراسي را سر مي دهد، بزرگان دين ما و پيشوايان مذهب ما در يک هزار و چهارصد سال پيش به مراتب زيباتر و درخشانتر از امروز پياده کرده اند. مي رسيم به اينجا به قيام امام حسين(ع). مردم چه نقش دارد چرا امام حسين سرزمين مکه وحرم خدا را ترک مي کند و رو به کربلا مي آورد، دلايل زيادي گفته شده. ولي در يک بخش، بسيار ضعيف تکيه شده وآن بخش مردم است. وقتي يزيد به خلافت مي رسد و زمام خلافت را بدست مي گيرد و مردم را با سر نيزه با جبر و فشار به بيعت وا مي دارد، در همين شرايط، انبوهي از مردم کوفه جمع مي شوند و نامه هاي زيادي به مولا مي فرستند که فرزند رسول خدا ! ما يزيد را مي شناسيم، با يزيد بيعت نمي کنيم. يزيد را شايسته زمامداري و رهبري امت اسلامي نمي دانيم. ما نيازمند رهبري تو هستيم و در جامعه اسلامي کسي ديگري را سراغ نداريم که شايسته و سزاوار اين مسند و اين رهبري و خلافت باشد. ما را درياب! ما دربند شدگان کوفه و بصره؛ ما به زنجير کشيده شدگاني که توسط امويها هميشه به زنجيرکشيده شده ايم، امروز که معاويه رفته است دست خود را به سوي تو نوه پيامبر دراز مي کنيم به فرياد ما برس! مورخين مي گويند که بيش از چندين هزار نامه به امام مي رسد. هيأت پشت سر هيأت، نامه پشت نامه. اينجاست که امام حسين در برابر خواست مردم و جامعه آن روز قرار مي گيرد. مردمي که دست نياز به سوي امام دراز مي نمايند که ما را درياب!
امام پيش از آنکه جواب مثبت بدهد سفيرش، مسلم را روان مي نمايد، با يک نامه خيلي زيبا. مردم کوفه! فرد مورد اعتماد و پسر عمم مسلم را براي شما روان کردم. آنچه که ايشان به من گزارش بدهد، من بدان عمل خواهم کرد. مسلم مي آيد وارد کوفه مي شود. انبوهي از مردم کوفه گرد مسلم را مي گيرند بيش از هيجده هزار نفر از بزرگان کوفه با مسلم بيعت مي نمايد. مسلم به امام حسين(ع) نامه مي نويسد، مولايم! تاکنون بيش از هجده هزار نفر کوفي با تو از طريق من بيعت کرده اند. از حق انتخاب هم گذشته، از مرحله انتخاب هم گذشته در مرحله بيعت رسيده است. بيعت يک مرحله بالاتر از انتخاب است. اينجاست که امام حسين(ع) احساس مي کند که حجت بر او تمام شده است، ضمن ديگر مسائل که وعاظ وعلماي ما مي گويند بزرگترين عاملي که در جهت دهي امام حسين(ع) اينجا نقش داشته است انتخاب مردم، تقاضاي مردم و خواست مردم آن زمان است. امام حسين(ع) حرکت مي کند. اين مسئله در اسلام جايگاه خاصي دارد. شما در جريان هستيد، که بعد از خليفه سوم مردم رو به علي(ع) مي آورند، که علي! ما با تو بيعت مي کنيم. رهبر و پيشواي ما تو هستي! علي (ع) مي گويد در مسجد بياييد! بيعت بايد در انظار عمومي صورت بگيرد. اولين بار است که در تاريخ اسلام يک انتخاب مستقيم مردمي صورت مي گيرد. اولين بار خليفه توسط آراي مستقيم مردم انتخاب مي شود. خليفه اول دريک شوراي چند نفري انتخاب شد، خليفه دوم با وصايت انتخاب شد و خليفه سوم نيز با وصايت وشوراي چند نفري انتخاب شد؛ اما اولين بار تاريخ شهادت مي دهد که انبوهي از مردم، خاص وعام رو مي آورند به علي که علي جان! دست بيعت بده! روزي که اعلام مي کنند امروز روز بيعت با علي (ع) در مسجد است، انبوه سنگيني از مردم جمع مي شوند چندين هزار نفر با علي (ع) بيعت مي کنند. اما علي (ع) در يک خطابه آتشين به مردم چنين مي فرمايد:« لولا حضور حاضر وقيام الحجه بوجود الناصر ». اول قسم مي خورد. قسم به خدا که دانه را شکافت وجان را آفريد. اگر حضور جمعيت کثيري بيعت کنندگان نمي بود (ببينيد که علي (ع) چه مي گويد اين يک حجت است) اگر جمعيت کثير بيعت کنندگان و رأي دهندگان نمي بود، اگر حجت را ياران بر من تمام نمي کردند- الان حجت تمام شده وعلي راهي ندارد جز اينکه خلافت را بپذيرد و رهبري را قبول نمايد اين حجت است- بعد مي گويد که اگر خداوند از عالمان پيمان نمي گرفت که در برابر شکم بارگي ستم گران و شکم گرسنه گرسنگان و مظلومين سکوت نکند، من هر آينه مهار شتر خلافت را به کوهان آن مي انداختم، تا آنجايي که مي گويد؛ مردم! تا شما مشاهده مي کرديد که پيش علي (ع) دنيا وزندگي دنيايي بحد آب بيني بزغاله ارزش ندارد. آنچه که به من الآن حجت است، حضور سنگين شما است. نه رياست و نه مقام. پيش من همه اينها بي ارزش است. ولي حضور و بيعت و انتخاب مردم يک حجت سنگين است.
اين چنين است که به امام حسين نيز حجت تمام مي شود و ايشان نا گزير است رو به سوي کربلا برود. بخاطر اين، مردم آن روز دست هايش به سوي امام حسين دراز شده است. اين حق مردم است ومردم حق دارد که در نظام اسلامي زمامدار و رهبر شانرا انتخاب کنند. اينجا حسين را انتخاب کردند حسين(ع) نمي تواند سر بپيچد، حسين نمي تواند شانه خالي کند؛ زيرا مسئوليت دارد. مسئوليت حسين ايجاب مي کند که به صداي مردم پاسخ مثبت دهد. عرض کردم که مردم کوفه بيش از هيجده هزار نفر از طريق مسلم با امام حسين(ع) بيعت کردند، عرض کردم که مرحله بيعت، بالاتر از انتخاب است؛ اما بيعت با اجبار نه! با زور و اکراه نه! چيزي که امام حسين در حرکتش نفي کرده بيعت با زور است. وقتي که به والي مدينه يزيد دستور مي دهد که حسين با چند نفر ديگر، يا بيعت کنند و يا « فاضرب عنقهم » گردنهاي شان را بزن! اين بيعت با زور را حسين « نه » مي گويد. حسين هرگز مقوله اجبار و اکراه را در امر بيعت قبول ندارد امام با « نه » حرکت را آغاز مي کند؛ اما در مکه آري مي گويد. در برابر تقاضاي مردم کوفه جواب مثبت مي دهد. از اين جهت است که بعضي از دانشمندان مي گويند که حسين با نه آغاز ميکند از مدينه، با آري آغاز مي کند از مکه وحرکت مي کند به سوي کربلا اما در کربلا که مي رسد، موضوع « آري » يا « نه » نيست، موضوع انتخاب است، در صدر اسلام زماني که اين مردم انبوه، انبوه، با علي(ع) بيعت مي کنند در بين همان انبوه جماعت، 23 نفر از گردنکشان و بزرگان با علي بيعت نمي کند؛ اما از طرف حضرت علي کوچکترين مزاحمتي يا اهانتي به آنها صورت نمي گيرد، اين است نظامي که ما امروز فراموش کرديم. همه اين زيبائيها در اسلام است همه اين زيبائيها در حرکت پيشوايان ما است؛ اما ما غافليم. براي علي در نظام علي در حکومت علي در اداره علي کسي که بيعت نمي کند محکوم به سرزنش نيست. حتا محکوم به قطع شهريه اش نيست. شهريه اش مانند کساني که با علي بيعت کرده اند مي رسد وکوچکترين اهانتي هم به آنهاصورت نمي گيرد.
کسي که مي گويد علي! ترا به رهبري قبول ندارم؛ اما درسايه زعامت و رهبري تو زندگي مي کنم. علي هم قبول دارد و با آغوش باز مي پذيرد. در دنياي امروزبهتر از اين کجا است؟ اينکه ما غافليم از اين زيبايي ها و از اين مزايا اين نقص ما است. از اين بالاتر، نکته هاي ظريفي که در اينجا مطرح است، اجازه مي خواهم ياد آور شوم. مسلم وقتي که در کوفه با عبيدالله ابن زياد مواجه مي شود، کساني که به او بيعت کرده بودند، بيعت خود را مي شکنند و سرانجام مسلم تنها مي ماند. بنا است عبيدالله ابن زياد هم به پرسيدن هاني مي بيايد، هاني مريض است. او مي آيد ولي فتنه هم دارد. ابن زياد تنها هدفش پرسيدن مريض نيست. مسلم نيز در خانه هاني است هاني مي گويد، مسلم تو پشت پرده ايستاد شو با شمشير برهنه وقتي که عبيدالله ابن زياد آمد، از پشت پرده بيرون بيا و او را گردن بزن! مسلم هم با شمشير برهنه پشت پرده ايستاده است. اينجا است که ما افتخار مي کنيم. در هيچ نظامي، جز نهضت حسين، مکتب علي(ع) وسيره پيامبري اسلام تا اين حد سراغ نداريم. عبيدالله ابن زياد تنها مي آيد پهلوي هاني؛ اما مسلم بيرون نمي شود، عبيدالله ابن زياد خانه را ترک مي کند و مي رود، مسلم از پشت پرده بيرون مي شود هاني ناراحت است، حضرت مسلم! چرا عمل نکردي! چرا گردن او را نزدي! مسلم مي گويد؛ هاني به ياد فرموده رسول خدا افتادم که مي گفت؛ « الايمان قيد الفتک » يکي هم معني ومصداق« فتک » ترور است- ايمان ترور را به زنجير مي کشد. نامردي است که دشمن خود را غافل گير کنيم- وپنهان به او ضربه وارد کنيم. اسلام وپيامبر اسلام اجازه نداده است. جوانان محصل! دانشجويان عزيز! اين نکته ها در متن واقعه کربلا است و ما بايد بدين نکته ها افتخار کنيم؛ ولي ما متأسفانه غافل مانده ايم. کدام نظام، کدام ايدئولوژي و کدام سيستم اين چنين جوان مردي اين چنين آزادگي دارد. دشمن سرسختش، دشمني که عزم ريختاندان خونش را دارد، به دام افتاده است؛ ولي چون که غافل گيرمي شود ترور صدق مي کند « الايمان قيدالفتک ». ايمان ترور و حملات ناجوان مردانه وغافل گيرانه را به اسارت کشيده است، به زنجير کشيده است و اجازه نمي دهد يک شخص مؤمن و مسلمان آزاده و پيرو مکتب حسيني اين چنين با دشمن برخورد کند. مردانه وار شمشير از نيام مي کشد و مي رود ميدان، بسم الله! اين هم ميدان! بياييد با هم مردانه وار بجنگيم! نه اينکه در کمين بخوابيم. مانند امروز که متحجرين ومزدوران بيگانه در کشور ما راه مي اندازند.
مورخين مي گويد که علي به اصحابش ياد آور مي شد که عبدالرحمن بن ملجم که همه او را مي شناختند، قاتل من است، مرا مي کشد و به شهادت مي رساند. همان روز و شب هايي که علي را به شهادت رساند ابن ملجم در مسجد مي خوابيد. در همان مسجدي که علي را به شهادت رساند. مردم آمدند که يا علي! تو مگر نمي گفتي که اين آدم قاتل من است، چرا او را آزاد گذاشتي؟ علي چه مي گويد؛ براي همه ما اينها درس است. جنبه هاي آموزندگي دارد. علي مي گويد من تا هنوز زنده ام. تا هنوز مرا نکشته است وتا هنوز جرمي مرتکب نشده است که او را جزا بدهيم . در کجاي دنيا اين چنين تعبير وتفسير ازحق براي مخالف وجود دارد. درکجا جز مکتب علي و نهضت حسين و روش پيامبر اسلام مي توان پيداکرد؟ تا هنوز ابن ملجم جرمي مرتکب نشده است وعلي زنده است. ناجوان مردانه است که ما پيش از آنکه او جرمي را مرتکب شود، بخاطر که جرم را در آينده انجام ميدهد، پيش از انجام جرم، او را جزا بدهيم. قربان علي(ع) علي بعد از آنکه شمشير مي خورد به فرزندانش وصيت مي کند، فرزندانم! سعي کنيد مراعات اين آدم را بکنيد! اگر مي توانيد ببخشيد من خوشم واگر نمي توانيد وعاطفه پسري وپدري به شما اجازه نمي دهد، حداقل يک ضربت بزنيد. بيشتر از آن نزنيد! اين است جوانمردي.
شب عاشورا در کربلا امام حسين(ع) نيز مي خواهد يک بار ديگر حق آزادي، حق تعيين سرنوشت وحق انتخاب را در آخرين لحظات، هم براي يارانش وهم براي دار و دسته يزيد و هم براي نسل هاي بعدي بازگوکند. يارانم! مرحبا به همه شما! بهترين ياران هستيد! نه در ياران پيامبران و نه در صدر اسلام ياراني مثل شما شجاع و وفادار سراغ ندارم! ولي عزيزانم! مشخص است که فردا عرصه جنگ برپا مي شود! امام يک شب مهلت خواسته، والا عصر روز نهم لشکريان عمر سعد صف آرايي کرده بودند که بايد کار را تمام کنند؛ اما بخاطر يک سري کارهايي که امام حسين داشت بايد شب عاشورا انجام ميداد، لذا يک شب مهلت خواسته بود. يارانم شما بهترين ياران باوفايي بوديد که من افتخار مي کنم! فردا جنگ خونيني صورت مي گيرد. اين لشکر فقط به من کار دارند. من هيچ گونه تعهدي به گردن شما نمي دانم! شما آزاد هستيد. از همين لحظه مي توانيد که راه خود را بگيريد واهل وعيالي که با شما هست ببريد.
اين روضه نيست جوانان، محصلين ودانشجويان عزيز! اين درس است و چه زيبا درسي که در تاريخ هم درهيچ نظام وسيستمي سراغ نداريم. همين دنيايي که امروز شعار ديموکراسي اش گوش ها را کر کرده است؛ ولي ارتشش مجبور است که دسپلين نظامي را رعايت کند. اگر فرار کند مجازات مي شوند؛ اما امام حسين از نگاه حقوقي اين حق را به يارانش مي دهد که شما انسان هستيد، آزاد هستيد و عهد وپيمان من ازشما برداشته شده، مي توانيد سرنوشت خود را تعيين کنيد، راه خود را بگيريد و برويد! اينها به من کار دارند. يک بار ديگر ثابت مي کند که هر انسان اين حق را دارد و اين هم توسط امام حسين رعايت مي شود، ديگر در کجا اين نمونه را سراغ داريم. به لشکريان کوفه و ابن زياد هم امام حجت تمامي مي کند، هم با حر وقتي راه امام را مي گيرد ميگويد وهم در روز عاشورا به لشکريان ابن زياد ميگويد که مردم! شما مرا خواستيد من به خواست شما آمدم يک بار شترنامه از شما دارم. حال اگر شما نمي خواهيد بر ميگردم. من نمي خواهم جنگ را من آغاز کرده باشم. اينها همه درس هاي عاشورا و نهضت عاشورا است. در رابطه با رعايت حقوق، امام حسين نمي خواهد حقي سلب شود و آزادي کسي گرفته شود. اينها نکته هايي است که ما بايد از عاشورا ياد بگيريم؛ متأسفانه من بارها عرض کرده ام که ما در بخش هاي ديگري بيشتر مصروف شده ايم، اينها است که امروز نياز نسل تشنه ما را رفع مي کند. اينها است که ما در هر نکته اش مي توانيم افتخار کنيم که در يک هزار و چهارصد سال پيش ما اينچنين افتخارات را داشته ايم که توسط پيشوايان و بزرگان دين ما به ثبت رسيده است. من باز هم تشکر مي کنم از هيئت هاي عزاداري وسينه زني؛ ولي عرض من اين است که مسئوليت ما سنگين تر از آن است که ما تيغ وقمه بزنيم. خود را خون آلود کنيم. نسل امروز ما نسل جوان وتشنه ما نيازهاي عصر کنوني به مراتب بالاتر ازاين است. چرا ما به آن صفحه که نيازهاي نسل تشنه ي امروز را اشباع مي کند نرويم؛ چرا با آن افتخارات افتخارنکنيم. اي دنيايي که امروز ديموکراسي خود را به رخ ما مي کشد و ما هم قبول داريم؛ ولي همه اينها را ما در يک هزار وچهارصد سال پيش پياده کرده ايم. اين است منش رهبران ما! اين است سلوک پيشوايان ما! اين است روش زمامداران اصلي وحقيقي ما در صدر اسلام. حسين امروز به ما وشما بيشتر نگاه مي کند که مسئوليت خود را انجام بدهيم.
بار ديگر از دانشجويان عزيز سپاس گزارم که باني مجلس شدند. ما به چنين مجالس ضرورت داريم، فرزندان تشنه امروز ما نيازمند اين چنين مجالس هستند. بياييد مجالس را از اينکه ما سرگرمي عاميانه جور کنيم بيرون بياوريم. جهت دار، مسئوليت زا، مسئوليت آفرين، تعهد آور و اين چنين مجالس بوجود بياوريم. اين است مسئوليت همه ما و شما به خصوص محصلين ودانشجويان عزيز. خداوند از همه شما اين تجليل وعزاداري واين تعزيت واين مجالس را قبول درگاهش بگرداند.
و به ما توفيق عنايت کند که در راه حسين و در راه اهداف ونيات سازنده ومثبت امام(ع) گام برداريم .

آرشيو روزانه
<< < سنبله 1389 > >>
ش ي د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

معرفي افغانستان
» عکس

سخنراني ها و بيانيه ها

اسناد

هنر و ادب

وضعيت آب و هوا
کابل
امروز ابر پراکنده
30°C | 16°C
فردا آفتابي
29°C | 16°C
باميان
امروز آفتابي
20°C | 5°C
فردا آفتابي
19°C | 4°C
غزني
امروز آفتابي
26°C | 13°C
فردا آفتابي
26°C | 13°C
قندهار
امروز آفتابي
36°C | 19°C
فردا آفتابي
36°C | 19°C
هرات
امروز آفتابي
34°C | 15°C
فردا آفتابي
33°C | 13°C
مزار شريف
امروز آفتابي
35°C | 23°C
فردا آفتابي
34°C | 24°C
فراه
امروز آفتابي
36°C | 21°C
فردا آفتابي
37°C | 20°C
جلال آباد
امروز آفتابي
34°C | 17°C
فردا آفتابي
34°C | 17°C

درباره RSS سايت و طرز استفاده از آن